پروانهای که گرد تو یک بار میپرد
از شاخسار شعله شرروار میپرد
۱ژولیده موی باش که سر میدهد به باد
هر کس به بال طره دستار میپرد
۲امروز نوبت جگر تشنه زخم کیست
کز شوق بوسهاش لب سوفار میپرد
۳تا در بغل کشد کمر نازک تو را
از شوق چشم، حلقه زنار میپرد
۴کمظرف تشنه حرکتهای ناقص است
چشم حباب از پی رفتار میپرد
۵بال تپش اگر دل پرخون بهم زند
رنگ بهانه جوی ز رخسار میپرد
۶از دستبرد سنگ حوادث چه غافل است
مرغی که شاخ شاخ به گلزار میپرد
۷برقطرهای ندوختهام چشم چون حباب
موج دلم به ساغر سرشار میپرد
۸حسن غیور را ز نگهبان گریز نیست
چشم گل از پی مژه خار میپرد
۹صائب! شراب شوق چنین گر اثر کند
مهر خموشی از لب اظهار میپرد
۱۰