پوشیده یار اگر نه می ناب میخورد
این رنگ لالهگون ز کجا آب میخورد
۱چون تشنهای که آب خورد در میان خواب
خونم چو آب چشم تو در خواب میخورد
۲موی میانش از نگه گرم عاشقان
از زلف مشکبار فزون تاب میخورد
۳پهلوی هرکه کرد قناعت به خاک نرم
نیش از سمور و قاقُم و سنجاب میخورد
۴این رشته زود خرج گره میشود تمام
از عشق اگر چنین رگ جان تاب میخورد
۵از کوزه سفال نخورده است آب سرد
از جام زر کسی که می ناب میخورد
۶هر قطره آب در جگرش میشود گهر
هرکس شمرده همچو صدف آب میخورد
۷غافل که میخورد دل خود را ز سادگی
از رشته آنچه گوهر سیراب میخورد
۸دل ایمن از گزند سر زلف یار نیست
چون ماهیی که طعمه ز قلاب میخورد
۹در نور کی رسد ید بیضا به نخل طور
پروانه خون خویش به مهتاب میخورد
۱۰صائب چو لاله هرکه بود کاسه سرنگون
بیدردسر مدام می ناب میخورد
۱۱