جمعی که هوش خود به می ناب داده اند
خرمن به برق وخانه به سیلاب داده اند
۱در رابه روی دولت بیدار بسته اند
آن غافلان که تن به شکر خواب داده اند
۲عشاق در بهشت برین وا نمی کنند
چشمی کز آفتاب رخت آب داده اند
۳یک قطره از محیط پر از شور اشک ماست
این بیقراریی که به سیماب داده اند
۴تا داده اندراه به دریا مرا چو سیل
بسیار گوشمال زسیلاب داده اند
۵مشاطگان ز سرمه دنباله دارچشم
در دست مست تیغ سیه تاب داده اند
۶چون آب شور تشنگی افزاست زخم او
تیغ ترا مگر به نمک آب داده اند
۷حق را ز غیر دل طلب انها که می کنند
در عین کعبه پشت به محراب داده اند
۸عالم سیه به دیده اش از داغ کرده اند
تا یک قدح به لاله می ناب داده اند
۹صائب نظر به روی مسبب چسان کنند
جمعی که دل به عالم اسباب داده اند
۱۰