هشیار را خرام تو سر مست می کند
این سیل اگر به کوه رسد پست می کند
۱تا وا کند نسیم سحرگاه غنچه ای
صد عقده باز تاک زبردست می کند
۲قد ترا به سرو چه نسبت که آب را
حیرانی خرام تو پا بست می کند
۳از خط فزود مستی آن چشم پرخمار
بادام را بنفشه سیه مست می کند
۴صائب من از نظاره ساقی شدم خراب
ورنه مرا شراب کجا مست می کند
۵