غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۷۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر بلبلی که زمزمه بنیاد می‌کند

اول مرا به برگ گلی یاد می‌کند

۱

از درد رو متاب که یک قطره خون گرم

در دل هزار میکده ایجاد می‌کند

۲

آهی که زیر لب شکند دردمند عشق

در سینه کار تیشهٔ فولاد می‌کند

۳

این ظلم دیگرست که عاشق شکار من

چون مرغ پر شکسته شد آزاد می‌کند

۴

در ناف حسن سعی شود مشک عاقبت

خونی که صید در دل صیاد می‌کند

۵

دیوان عاشقان به قیامت نمی‌کشد

ایام خط تلافی بیداد می‌کند

۶

عاجز چو سبزه ته سنگ است در دلت

آهم که ریشه در دل فولاد می‌کند

۷

خواهد ثواب بت‌شکنان یافت روز حشر

هرکس که در شکست من امداد می‌کند

۸

رنگی که از خزان خجالت شکسته شد

بر چهره کار سیلی استاد می‌کند

۹

پیوسته سرخ رو بود از پاک گوهری

هرکس که چون شراب دلی شاد می‌کند

۱۰

از پیچ و تاب اهل سخن صائب آگه است

چون سرو هرکه مصرعی ایجاد می‌کند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کندقافیه: ـاد۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کندمی‌کند
  2. گرممی‌کند
  3. عشقمی‌کند
  4. منمی‌کند
  5. عاقبتمی‌کند
  6. نمی‌کشدمی‌کند
  7. دلتمی‌کند
  8. حشرمی‌کند
  9. شدمی‌کند
  10. گوهریمی‌کند
  11. استمی‌کند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.