غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آنجا که خنده لعل ترا پرده در شود

طوطی چو مغز پسته در شکر شود

۱

می خوردن مدام مرا بی دماغ کرد

عادت به هر دوا که کنی بی اثر شود

۲

چون دستگاه عیش به مقدار غفلت است

بیچاره آن کسی که زخود باخبر شود

۳

با راست رو، زبان ملامت چه می کند

چون خار سر ز راه زند پی سپرشود

۴

عزلت گزین که آب به این سهل قیمتی

در دامن صدف چو کشد پا گهر شود

۵

هر آرزو که بشکنی امروز در جگر

فردا که این قفس شکند بال وپر شود

۶

آیینه خانه ای است خموشی که هر چه هست

بی گفتگو تمام در او جلوه گر شود

۷

صائب سوزد به داغ غبن، اگر باغ جنت است

سوزد اگر ز کوی تو جای دگر شود

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـر۷ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. کردشود
  3. استشود
  4. کندسپرشود
  5. قیمتیشود
  6. جگرشود
  7. هستشود
  8. استشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.