از نور وحدت آن که دلش بهره ور شود
کی از هجوم ذره پریشان نظر شود
۱جایی که هفت پرده حجاب نظر نشد
کی آسمان حجاب دل دیده ور شود
۲رنگش ز آفتاب قیامت نمی پرد
رخسار هر که لعل به خون جگر شود
۳ته جرعه ای ز جسم گرانجان او بجاست
آن را که از محیط کف پای تر شود
۴طالع نگر که دیده من در حریم وصل
از شرم عشق حلقه بیرون در شود
۵هر خار بی گلی گل بی خار می شود
در راه سالکی که ز خود بیخبرشود
۶هر برگ سبز دامن پر سنگ می شود
روزی که نخل طالع ما بارور شود
۷چندان که خط زیاده دهد گوشمال حسن
صائب امیدواری من بیشتر شود
۸