غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۶۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل از هجوم نشتر آزار وا شود

چون غنچه ای که در بغل خار وا شود

۱

هر دیده نیست محرم آن چاک پیرهن

تا بر رخ که این در گلزار وا شود

۲

همتاب شد چو رشته، یکی زود می شود

مشکل که از میان تو زنار وا شود

۳

باشد همان به حسرت آن چشم نیمخواب

چشمم اگر به دولت بیدار وا شود

۴

حوران برآورند سر از روزن بهشت

هر جا دهان یار به گفتار وا شود

۵

در هر دلی که خرده رازی نهفته هست

چون غنچه بیشتر به شب تار وا شود

۶

جانی که داشت شکوه ز تنگی لامکان

در تنگنای چرخ چه مقدار وا شود

۷

نادان شود ز تیرگی جهل هرزه نال

قفل دهان سگ به شب تار وا شود

۸

دلهای سخت را بود آتش نسیم صبح

پیکان یار در دل افگار وا شود

۹

جوش بهار، بلبل خونین دل مرا

فرصت نداد غنچه منقار وا شود

۱۰

در موسمی که غنچه پیکان شکفته شد

صائب مرا نشد گره از کار وا شود

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: وا شودقافیه: ـار۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. پیرهنشود
  3. شودشود
  4. نیمخوابشود
  5. بهشتشود
  6. هستشود
  7. لامکانشود
  8. نالشود
  9. صبحشود
  10. مراشود
  11. شدشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.