گل داده هرزه نالی چمن دهد
گوش گران سزای لب پر سخن دهد
۱برگ خزان رسیده شمارد سهیل را
لعلش که گوشمال عقیق یمن دهد
۲دریا شهید عشق ترا شستشو نداد
شبنم چه داد لاله خونین کفن دهد
۳آتش غلط نکرد که کار سپند ساخت
تا کی به ناله دردسر انجمن دهد
۴نگذارم آفتاب برد شبنمی ز باغ
گر بلبل اختیار گلستان به من دهد
۵یک داغ چون کند به دل لخت لخت ما
یک شمع چو فروغ به صد انجمن دهد
۶صائب به ذوق این غزل تازه، عندلیب
صد بوسه رونما، ز گل ویاسمن دهد
۷