عشق غیور تن به نصیحت کجا دهد
طوفان عنان کجا به کف ناخدا دهد
۱در زیر تیغ هر که سری باز کرده است
مشکل که تن به سایه بال هما دهد
۲یک عمر در فراق تو خون خورده ایم ما
یک روز وصل داد دل ما کجا دهد
۳از بوسه آنچه می دهی ای سنگدل به من
حاشا که هیچ سفله به دست گدا دهد
۴در عهد ما که قحط نسیم مروت است
جز آه کیست خانه دل ما را صفا دهد
۵چون دانه هر که سر بدر آرد ز جیب خاک
باید که تن به گردش نه آسیا دهد
۶چون گل بساط پهن نمودن ز سادگی است
در گلشنی که غنچه صدای درا دهد
۷ترک اراده کن سبکبار می شود
آهن چو تن به جذبه آهن ربا دهد
۸با فقر خوش برآی که این لذت آفرین
شیرینی شکر به نی بوریا دهد
۹کام نهنگ وشیر بود مهد راحتش
آزاده ای که تن به مقام رضا دهد
۱۰صائب ز دست وپا بگذر در طریق عشق
تا بال وپر ترا عوض دست وپا دهد
۱۱