شوخی که عرض حسن به اغیار می دهد
آب خضر به صورت دیوار می دهد
۱زودا که رخ به خون جگر لاله گون کند
آن ساده دل که تربیت خار می دهد
۲روشندلان ز خصم ندارند جان دریغ
آیینه آب سبزه زنگار می دهد
۳از پاک طینتی است که ابر گرفته رو
رزق صدف ز گوهر شهوار می دهد
۴بی حاصلی است حاصل دل تا بود درست
این شاخ چون شکسته شود بار می دهد
۵موسی ز اشتیاق تجلی هلاک شد
ایزد به طور وعده دیدار می دهد
۶صد عقده باز می کند از کار خویشتن
صائب کسی که سبحه به زنارمی دهد
۷