غزلیاتغزل شمارهٔ ۴۳۹۹ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا خنده ازان غنچه مستور برآمدصبح شکر از چاک دل موربرآمد۱از دیدن رویت دل آیینه فروریختاین لاله مگر از جگر طور برآمد۲با مرهم افسرده کافور نجوشدداغی که به خونگرمی ناسور برآمد۳هر ذره که دیدیم همین زمزمه را داشتاین نغمه نه از پرده منصور برآمد۴آن روز که از داغ من افتاد سیاهیخورشید ز جیب شب دیجور برآمد۵با خامه صائب طرف بحث مگردیدنتوان به سخن با شجر طور برآمد۶