کیفیت می زاهد فرزانه نداند
تا سرنکند در سرپیمانه نداند
۱زاهد که بود خشک تر از دانه تسبیح
حق نمک گریه مستانه نداند
۲در کعبه ام ویاصنم آید به زبانم
سرگرم جنون کعبه وبتخانه نداند
۳عمری است سراسر رو آن کوچه زلف است
چون موی به موحال دلم شانه نداند
۴با آن که دوصد میکده پرداخته ماست
می خوردن ما را لب پیمانه نداند
۵آن بلبل مستم که اگر در شکن دام
در بال گره افتدش ار دانه نداند
۶شوخی که ندارد نگه گرم به عاشق
شمعی است که دل سوزی پروانه نداند
۷هر کس به سخن خویش نزدیک ندارد
صائب مزه معنی بیگانه نداند
۸