طوفان گل و جوش بهارست ببینید
اکنون که جهان بر سر کارست ببینید
۱در سبزه و گل آب روان پرده نشین است
ماهی که درین سبزحصارست ببینید
۲قانع مشوید از خط استاد به خواندن
حسنی که نهان در خط یارست ببینید
۳آن گرد که بر عرش کله گوشه شکسته است
از جلوه آن شاهسوارست ببینید
۴این آینه هایی که نظر خیره نماید
در دست کدام آینه دارست ببینید
۵زان آتش پنهان که جهان سوخته اوست
افلاک پر از دود و شرارست ببینید
۶در مغز بهاراین چه نسیم است ببویید
در دست جهان این چه نگارست ببینید
۷چون نیست شما را نظر دیدن آتش
این جوش که در مغز بهارست ببینید
۸مژگان بگشایید و ببندید زبان را
آفاق پراز جلوه یارست ببینید
۹در پله اعداد اقامت منمایید
آن حسن که بیرون ز شمارست ببینید
۱۰از شوق هم آغوشی آن قامت موزون
گلها همه آغوش وکنارست ببینید
۱۱از دیدن صیاد اگر رنگ ندارید
این دشت که پرخون شکارست ببینید
۱۲در دامن دشتی که ز جوش گل بی خار
خورشید کم از بوته خارست ببینید
۱۳آن نوش که در نیش نهان است بجویید
آن گنج که در کسوت مارست ببینید
۱۴زان پیش که از چهره جان گردفشانید
آن ماه که در زیر غبارست ببینید
۱۵چون بال فلک سیر ز اندیشه ندارید
آن را که در اندیشه یارست ببینید
۱۶زان پیش که هردوجهان گردبرآرد
ای بیخبران این چه سوارست ببینید
۱۷در جامه خودچاک زدن بی سببی نیست
در پیرهن غنچه چه خارست ببینید
۱۸از چشمه کوثر نرود تیرگی بخت
خالی که به کنج لب یارست ببینید
۱۹این آن غزل اوحدی ماست که فرمود
ای بی بصران این چه بهارست ببینید
۲۰