غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۶۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

پروای شکوه من آن سیمتن ندارد

دردش مباد هر چند درد سخن ندارد

۱

ناسازگاریی هست در خوی گلعذاران

کو یوسفی که گرگی در پیرهن ندارد

۲

هرکس فتد تهی چشم در فکر دیگران نیست

پروای تشنه جانان چاه دفن ندارد

۳

از نارسایی جودسایل برآورد دست

چاهی که می رسد دست دلو ورسن ندارد

۴

چون شمع سرگرانان در زیر پا نبینند

پای چراغ نوری در انجمن ندارد

۵

از زندگی به تنگند دایم سیاه روزان

ذوقی چراغ ماتم از زیستن ندارد

۶

ناجنس کی تواند ما را به حرف آورد

با آبگینه طوطی روی سخن ندارد

۷

عارف ز جرم مردم در پرده حجاب است

یوسف ز شرم اخوان روی وطن ندارد

۸

باشند زردرویان صائب به پرده محتاج

هر کس شهید گردد فکر کفن ندارد

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نداردقافیه: ـن۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. نداردندارد
  2. گلعذارانندارد
  3. نیستندارد
  4. دستندارد
  5. نبینندندارد
  6. روزانندارد
  7. آوردندارد
  8. استندارد
  9. محتاجندارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.