غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۶۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

هر چند ره در آن زلف پیدا نمی توان کرد

قطع امید ازان زلف قطعا نمی توان کرد

۱

تا از سر دل ودین مردانه برنخیزی

با کاروان یوسف سودا نمی توان کرد

۲

از کف مده به بازی آن زلف عنبرین را

کاین رشته چون رها شد پیدا نمی توان کرد

۳

دریای بیکران را نتوان به ساحل آورد

در نامه شوق ما را انشا نمی توان کرد

۴

از دام ما چو مجنون آهو نجست سالم

پهلو تهی به وحشت از ما نمی توان کرد

۵

از آفتاب تابان گر نور وام گیری

چون ماه نو سر از شرم بالا نمی توان کرد

۶

امید یافتن هست گم گشته جهان را

در خویش هر که گم گشت پیدا نمی توان کرد

۷

دل بحرخون شدازعشق کوآن کسی که می گفت

سرچشمه را به کاوش دریا نمی توان کرد

۸

از زاهد ترشرو مشرب طمع مدارید

انگور سرکه چون شد صهبا نمی توان کرد

۹

سیلاب فتنه صائب با بیخودان چه سازد

آن را که نیست جایی بی جا نمی توان کرد

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نمی توان کردقافیه: ـا۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. کردکرد
  2. برنخیزیکرد
  3. راکرد
  4. آوردکرد
  5. سالمکرد
  6. گیریکرد
  7. راکرد
  8. گفتکرد
  9. مداریدکرد
  10. سازدکرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.