خوش آن که خواب راحت برخودحرام سازد
پیش از تمامی عمر خودرا تمام سازد
۱آب حیات آثار گر در جهان نباشد
کس عمر بی بقا را چون مستدام سازد
۲روی گشاده باشد مفتاح بی زبانان
آیینه طوطیان را شیرین کلام سازد
۳ترک جهان فانی شوق سرای باقی
دارفنا به منصور دارالسلام سازد
۴از چشم شور حاسد خط امان ستاند
از لطف خاص هر کس با لطف عام سازد
۵ناقص به صبرگردد کامل که ماه نو را
خورشید در دو هفته ماه تمام سازد
۶از قرب سایه خود شوخی که می کند رم
عاشق چگونه اورا با خویش رام سازد
۷گفتم ز قید آن زلف خالش دهد نجاتم
غافل که حسن گیرااز دانه دام سازد
۸افتد ز کام بیرون از تشنگی زبانها
شمشیر غمزه اوچون با نیام سازد
۹چون گرد رهنوردان در دیده جا دهندش
آن را که خاکساری عالی مقام سازد
۱۰سنجیدگی سخن را مانع ز دخل بیجا
دندان محتسب کند سنگ تمام سازد
۱۱صائب ز جان اقامت جستن ز ساده لوحی است
ریگ روان محال است یک جا مقام سازد
۱۲