دولت چو نیست باقی بر باد رفته باشد
خوابی که از خیال است از یاد رفته باشد
۱از جمع و خرج هستی چون حاصلی نداریم
اوراق زندگانی بر باد رفته باشد
۲هرکس که زندگی را در بندگی سرآورد
امید هست از اینجا آزاد رفته باشد
۳زین صیدگاه ما را دلبستگی به دام است
چون دام هست در خاک صیاد رفته باشد
۴پیچیده است در کوه آواز تیشه او
هرچند از نظرها فرهاد رفته باشد
۵در جمع کردن دل کوشش به جاست ما را
گر زین خرابه یک دل آباد رفته باشد
۶از امتداد هجران ترسی که دارم این است
کز یاد او مبادا بیداد رفته باشد
۷بر عمر رفته افسوس صاحبدلان ندارند
خرمن چو پاک گردید گو باد رفته باشد
۸بعد از هلاک گشتن دردی که دارم این است
کز دل غمش مبادا ناشاد رفته باشد
۹با یاد آن یگانه صائب اگر دو عالم
از یاد رفته باشد از یاد رفته باشد
۱۰