غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۲۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نمی گردد به خاموشی نهان درد

ز رنگ چهره دارد ترجمان درد

۱

اگر دل ز آهن وفولاد باشد

کند چون موم نرمش در زمان درد

۲

ترا آن روز آید بر هدف تیر

که سازد قامتت را چون کمان درد

۳

بود روشن چراغش تا سحرگاه

به هر منزل که گردد میهمان درد

۴

به سیم قلب ارزان است یوسف

به نقد جان نمی گردد گران درد

۵

سمندر سالم از آتش برآید

به اهل عشق باشد مهربان درد

۶

شود محکم بنای دردمندی

دواند ریشه چون در استخوان درد

۷

منال از درد اگر کامل عیاری

که مردان راست سنگ امتحان درد

۸

اگر آلوده درمان نسازی

کند درد ترا درمان همان درد

۹

حبابی چون محیط بحر گردد

چه سازد نیم دل با یک جهان درد

۱۰

گره گردد چو داغ لاله در دل

نسازد آه را گر خوش عنان درد

۱۱

ز حال دردمندان گربپرسی

نخواهد کردنت آخر زبان درد

۱۲

چه می کردند صائب دردمندان

اگر پیدا نمی شد در جهان درد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: دردقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«درد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. درددرد
  2. باشددرد
  3. تیردرد
  4. سحرگاهدرد
  5. یوسفدرد
  6. برآیددرد
  7. دردمندیدرد
  8. عیاریدرد
  9. نسازیدرد
  10. گردددرد
  11. دلدرد
  12. گربپرسیدرد
  13. دردمنداندرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.