درین عالم که جز وحشت نباشد
چه سازد کس اگرخلوت نباشد
۱درین آشوبگاه وحشت افزا
حصاری بهتر از عزلت نباشد
۲اگر دارالامانی در جهان هست
بغیر از گوشه خلوت نباشد
۳گلابی خشک مغزان جهان را
به از پاشیدن صحبت نباشد
۴پریشان کی شود سی پاره دل
در آن محفل که جمعیت نباشد
۵نداند قدر وحدت هیچ سالک
اگر هنگامه کثرت نباشد
۶دل خود را کسی چون جمع سازد
در آن کشور که امنیت نباشد
۷مشو از پاس نقد وقت غافل
که بخل اینجا کم از همت نباشد
۸بود تیر خطا در کیش عارف
نگاهی کز سر عبرت نباشد
۹ز قید بندگی آزاد گردد
پرستاری که کم خدمت نباشد
۱۰مشو غافل که برق گرم رفتار
سبک جولانتر از فرصت نباشد
۱۱پریشان می شود اوراق هستی
اگر شیرازه غفلت نباشد
۱۲شود هر قطره ای دریای گوهر
ز ریزش گر غرض شهرت نباشد
۱۳کجا شبنم رسد در وصل خورشید
اگر بال وپرغیرت نباشد
۱۴به دست آید ز دولت هر دو عالم
اگر سرمایه نخوت نباشد
۱۵ز اخلاق بزرگان هیچ خلقی
به از احسان بی منت نباشد
۱۶مدار از حسن نیت دست صائب
که اکسیری به از نیت نباشد
۱۷