غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۴۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

آتش لعل از رخت در عرق شرم مرد

سیب زنخدان تو دست ز خورشید برد

۱

نقش شب وروز ما با مه وخور بدنشست

یک ره ازین کعبتین خنده نزد نقش برد

۲

گرچه سرم رفته است صرفه همان با من است

تیغ کشید آفتاب قطره شبنم سترد

۳

قدرشناسان وقت جان به صبوحی دهند

بر سر پیمانه ای صبح نفس را سپرد

۴

از ستم روزگار صائب آسوده باش

هر کس نیشی که داشت در جگر ما فشرد

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـرد۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. مردبرد
  2. بدنشستبرد
  3. استسترد
  4. دهندسپرد
  5. باشفشرد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.