روی گرم لاله شد برق کتان توبه ام
سوخت استغفار را گل در دهان توبه ام
۱غنچه گل دامن پاک مرا در خون کشید
از شکوفه ماهتابی شد کتان توبه ام
۲جست با تیر هوایی خشکی زهدازسرم
نرم شد از جوش گل پشت کمان توبه ام
۳شاخ گل ازآستین آورد بیرون هر طرف
پنجه خونین به انداز عنان توبه ام
۴دولت بیدار می برروی من افشاند آب
بود چون گل هفته ای خواب گران توبه ام
۵محو کرد از گریه شادی رگ ابر بهار
چشم تا برهم زدم نام و نشان توبه ام
۶مشت خاری پنجه بادریای آتش چون زند
عاقبت مقهور می شد قهرمان توبه ام
۷سالم از صحرای زهد خشک بیرون امدم
آتش می شد دلیل کاروان توبه ام
۸بار دیگر دختر رَز برد از راهم برون
تا چه خواهد کرد این ظالم به جان توبه ام
۹طبع سرکش در ربود از من عنان اختیار
تا کی این گلگون درآید زیر ران توبه ام
۱۰از شکست توبه ام قند مکرر می خورد
کام هرکس تلخ بود از داستان توبه ام
۱۱سوخت از برق شراب کهنه صائب ریشه اش
بر نخورد از زندگی نخل جوان توبه ام
۱۲