غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

صبح قیامت بود چاک گریبان عشق

شور دو عالم بود گرد نمکدان عشق

۱

کورسوادان عقل محو کتابند و لوح

سینه روشن بود لوح دبستان عشق

۲

هر سو مو بر تنش شمع تجلی شود

دررگ هرکس دوید باده سوزان عشق

۳

خاک وجودش شود همسفر گردباد

درقدم هرکه رفت خار بیابان عشق

۴

چون نتواند گرفت گردش خود راعنان ؟

نیست اگر گوی چرخ زخمی چوگان عشق

۵

آینه اهل دل نقش نگیرد به خود

فلس ندارد به تن ماهی عمان عشق

۶

آب شود هرکه دید چهره شرمین حسن

محو شود هرکه یافت چاشنی خوان عشق

۷

از پی رزق اهل عقل گرد جهان می دوند

ازجگر خود بود روزی مهمان عشق

۸

تیغ ستم دل شکافت ناوک غم دیده دوز

کیست که آید دلیر برسر میدان عشق؟

۹

ریخت چو برگ خزان ناخن تدبیر را

عقده سر درگم زلف پریشان عشق

۱۰

خامه صائب عبث عرض سخن می دهد

پای ملخ راچه قدر پیش سلیمان عشق

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: عشققافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«عشق» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. عشقعشق
  2. لوحعشق
  3. شودعشق
  4. گردبادعشق
  5. راعنانعشق
  6. خودعشق
  7. حسنعشق
  8. دوندعشق
  9. دوزعشق
  10. راعشق
  11. دهدعشق

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.