از سعی، کار عشق شود خام بیشتر
پیچد به مرغ بال فشان دام بیشتر
۱از خط فزود شوخی آن چشم پر خمار
درنوبهار دور کند جام بیشتر
۲تا بر محک زدم می شیرین و تلخ را
دارم ز بوسه رغبت دشنام بیشتر
۳از سنگها عقیق به همواریی که داشت
تحصیل نام کرد درایام بیشتر
۴پیران تلاش رزق فزون از جوان کنند
حرص گدا شود صرف شام بیشتر
۵از اوج اعتبار نیفتد اهل خلق
مست غرور افتد ازین بام بیشتر
۶موی سفید مرهم کافوری دل است
بیمار را سحر بود آرام بیشتر
۷از زاهدان سرد نفس پختگی مجوی
در سردسیر میوه بود خام بیشتر
۸مانند آب چشمه ز کاوش فزون شود
چندان که می خوری غم ایام بیشتر
۹از ره مرو به ظاهر هموار مردمان
در خاکهای نرم بود دام بیشتر
۱۰صائب به گریه کوش که از دیده سفید
آن کعبه راست جامه احرام بیشتر
۱۱