نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر
در شوره زار موج سراب است بیشتر
۱درعالمی که خرج تماشا شود نگاه
در چشم باز، پرده خواب است بیشتر
۲آتش دل از فغان به نیستان تهی کند
در مغز پوچ شور شراب است بیشتر
۳نقصان درین بساط بود خوشتر از کمال
بدر از هلال پا به رکاب است بیشتر
۴از دل، غرض گداختن و آب گشتن است
گلهای باغ خرج گلاب است بیشتر
۵کام زمانه پرده ناکامی دل است
این آبها نقاب سراب است بیشتر
۶محرم ترست آتش جانسوز عشق را
هر سینه ای که داغ و کباب است بیشتر
۷زین آبها که درگره سخت گوهرست
امید من به موج سراب است بیشتر
۸افزود از دمیدن خط پیچ و تاب زلف
بیم ستمگران ز حساب است بیشتر
۹صائب به وصل گنج گهر زود می رسد
از عشق هردلی که خراب است بیشتر
۱۰