ای زلفت از کمند تمنابلند تر
مژگان ز زلف و زلف ز بالا بلندتر
۱هر چند عمر رشته شود کوته از گره
زلف تو شد ز عقده دلها بلندتر
۲از سر هوای عشق به سعی سفر نرفت
این شعله شد ز دامن صحرا بلندتر
۳هرگز گلی به سر نزدم از ریاض وصل
پیوسته بود دست من از پا بلندتر
۴در تنگنای قطره بسر چون برد کسی؟
با مشربی ز گردن مینا بلندتر
۵هر چند نارسایی طالع فزون شود
گردد زبان عرض تمنا بلندتر
۶پوشیده است یوسف ما از فریب ناز
پیراهنی ز دست زلیخا بلندتر
۷شد دام زیر خاک ز گرد و غبار خط
زلفی که بود از شب یلدا بلندتر
۸تا چند خاکمال اسیران دهی، بس است
خطت شد از غبار دل ما بلندتر
۹صائب شکست اگر چه بود سرمه صدا
شد از شکست دل سخن ما بلندتر
۱۰