منصوروار پختگی از چوب دار گیر
این میوه رسیده ازین شاخسار گیر
۱جنگ گریز چندتوان کرد چون سپند؟
یاقوت وار در دل آتش قرار گیر
۲چون سرو سربه حلقه آزادگان درآر
خط امان ز حادثه روزگار گیر
۳زین بیشتر کبوتر چاه وطن مباش
بر تخت مصررو، به عزیزی قرار گیر
۴نام بلند، مزد خراش جگر بود
یاد از عقیق این سخن نامدار گیر
۵این تیره باطنان همگی زنگ طینت اند
تاممکن است آینه را در غبار گیر
۶برگ خزان رسیده به دامن کشید پای
ای دل تو نیز اگر بتوانی قرار گیر
۷دست طلب به دامن شبنم گره مکن
دامان بحر چون گهر شاهوار مگیر
۸صائب بهار رفت، چه از کار رفته ای ؟
تاوان عیش رفته ز فصل بهار گیر
۹