فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
کنجی نشین و سبحه صد دانه پیش گیر
۱چون جغد در خرابه دنیا گره مشو
چون سیل راه بحر ز ویرانه پیش گیر
۲با عشق پیشگان سخن ار لوح ساده کن
با اهل عقل ابجد طفلانه پیش گیر
۳نتوان به حق رسید به این پنج روزه عمر
تنگ است وقت، راه صنمخانه پیش گیر
۴لنگر مکن به دامن مریم مسیح وار
راه فلک به همت مردانه پیش گیر
۵تاهست در پیاله نم از باغ برمیا
چون می تمام شد ره میخانه پیش گیر
۶بیرون میا ز خانه به تکلیف هیچ کس
در فقر شیوه های ملوکانه پیش گیر
۷نتوان به پای هوش رسیدن به هیچ جا
در راه عشق لغزش مستانه پیش گیر
۸مردان رسیده اند ز کوشش به مدعا
صائب تو نیز کوشش مردانه پیش گیر
۹