از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار
این آینه را در بغل از آه نگه دار
۱شب را اگر از مرده دلی زنده نداری
جهدی کن و دامان سحر گاه نگه دار
۲از آه بود راهی اگر هست به مقصود
گو رشته جان پاره شود آه نگه دار
۳چون سنگ نشان راهی اگر طی ننمایی
دردامن خود پا بشکن، راه نگه دار
۴گامی نتوان یافت درین بادیه بی چاه
زنهار عنان دل آگاه نگه دار
۵زان پیش که مجروح کند خارندامت
دست از گل این باغچه کوتاه نگاه دار
۶در بیخبری صرف مکن عمر گرامی
ته شیشه ای از بهر سحرگاه نگه دار
۷سر رشته حق در همه حالی مده از دست
درخواب گران نیز سر راه نگه دار
۸از چاه به بازار بود جلوه یوسف
زنهار که اسرا خود از چاه نگه دار
۹هر چند درین بادیه خضرست دلیلت
دامان دل ای رهرو آگاه نگه دار
۱۰صائب اگر از سینه سیاهی نزدایی
باری چو کلف پرده آن ماه نگه دار
۱۱