ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار
این می به حریفان تنک حوصله بگذار
۱درچشمه سوزن نبود راه گره را
از سر بگذر، پای درین سلسله بگذار
۲درقافله ما جرس هرزه درا نیست
دستی زخموشی به دهان گله بگذار
۳شاید سری ازمنزل مقصود برآری
چون گرد سری درپی هر قافله بگذار
۴دلجویی دشمن در توفیق گشاید
جای سخن خصم به هر مسئله بگذار
۵از خوشه دو سر خواستن از بی بصریهاست
تحسین بجا هست، حدیث صله بگذار
۶صائب مکن اظهار تهیدستی خود را
سر پوش به خزان تهی حوصله بگذار
۷