از درد بود پرسش اغیار گرانتر
سربار دراینجا بود از بار گرانتر
۱هرچند گرانسنگ بود کوه غم عشق
غمخواربود بردل افگارگرانتر
۲برخاطرآزرده من پرسش رسمی
از شربت تلخ است به بیمارگرانتر
۳برگوهربی قیمت من جوش خریدار
از گردکسادی است به بازارگرانتر
۴دردیده صاحب نظران دیده بیشرم
از ساغرخالی است به خمارگرانتر
۵باچهره زرین، طمع زرزخسیسان
از سکه قلب است به دینار گرانتر
۶بندست سبکروحتراز پند به عاشق
پرهیز ز دردست به بیمار گرانتر
۷چون باز کنم من سرطومار شکایت ؟
جایی که خموشی است ز گفتار گرانتر
۸مزدی که زاندازه کار ست سبکتر
درپله میزان بود از کار گرانتر
۹گرددسیه ازحرف مکرردل روشن
بر آینه طوطی است ز زنگار گرانتر
۱۰نادیدن یارست گران گرچه به عاشق
با یار بود دیدن اغیار گرانتر
۱۱از موی سفید آینه ام زنگ برآورد
این صبح بمن شد زشب تار گرانتر
۱۲بر فرق سبکروح من از طشت پرآتش
صد پرده بود طره زرتار گرانتر
۱۳بر دوش سبکروحی من دست نوازش
صائب بود از لنگر کهسار گرانتر
۱۴