هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز
خیر در خانه خمار نمانده است امروز
۱پرده خواب گرفته است جهان را چون ابر
اثری از دل بیدار نمانده است امروز
۲نیست یک چهره شبنم زده در ساحت باغ
شرم در دیده گلزار نمانده است امروز
۳دل غمگین به چه امید شود گوشه نشین ؟
فیض در کنج لب یار نمانده است امروز
۴نیست در زلف دلارای صنم کوتاهی
کمری لایق زنار نمانده است امروز
۵چه خیال است که در صومعه هابتوان یافت
در خرابات چو هشیار نمانده است امروز
۶صدف آن به که بسازد به جگر سوختگی
جود در ابر گهر بار نمانده است امروز
۷پیر کنعان نکشد سر به گریبان،چه کند؟
یوسفی بر سر بازار نمانده است امروز
۸چه توقع ز لب خشک صدف باید داشت؟
آب در گوهر شهوار نمانده است امروز
۹همدمی کز سر اشفاق بگیرد یک بار
خبری زین دل بیمار، نمانده است امروز
۱۰سبحه را کیست که خاک مذلت گیرد؟
حرمت رشته زنار نمانده است امروز
۱۱غیر صائب که دمی می زند از سوز جگر
اثر از گرمی گفتار نمانده است امروز
۱۲