صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
بلبل و جغد هم آواز نگردد هرگز
۱من میخواره و همراهی زاهد، هیهات
صحبت سنگ و سبو، ساز نگردد هرگز
۲با سیه دل چه کند صحبت روشن گهران ؟
زنگ از آیینه سخنساز نگردد هرگز
۳از خود آرا طمع سیرت شایسته خطاست
که برون ساز، درون ساز نگردد هرگز
۴تا کسی گل نزند روزن بینایی را
بر رخش رخنه دل باز نگردد هرگز
۵عجز را مهر به لب زن چو بلا نازل شد
به کمان تیر قضا باز نگردد هرگز
۶کبک اگر خنده بیجا نکند من ضامن
که گرفتار به شهباز نگردد هرگز
۷تا تو صائب ز خس و خار نیفشانی دست
شعله آه سرافراز نگردد هرگز
۸