عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
خانه دیو، پریخانه نگردد هرگز
۱شهپر عشق سبکسیر، شکست دل ماست
آسیا بی مدد دانه نگردد هرگز
۲عشق از کوی خرابات به جایی نرود
گنج دلگیر ز ویرانه نگردد هرگز
۳گرچه در دایره چشم غزالان باشد
روی مجنون ز سیه خانه نگردد هرگز
۴هر که ترجیح دهد عقل و خرد را به جنون
دارم امید که دیوانه نگردد هرگز!
۵عشق با عقل محال است شود در دل جمع
این دو تیغ است که همخانه نگردد هرگز
۶دل غفلت زدگان زنده نگردد به سخن
پرده خواب به افسانه نگردد هرگز
۷گر صبا با خبر از درد غریبی باشد
گرد خاکستر پروانه نگردد هرگز
۸آشنایی به سخن کن که پریزاد سخن
آشنایی است که بیگانه نگردد هرگز
۹کجرویهای فلک علت کج بینی توست
تا نگردد سرت،این خانه نگردد هرگز
۱۰بر رخ هر که گشودند در دل صائب
طالب کعبه و بتخانه نگردد هرگز
۱۱