چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز
چو ابر سایه رحمت به هر گیاه انداز
۱بلند و پست جهان در قفای یکدگرست
اگر به ماه برآیی نظربه چاه انداز
۲مریز حاصل خود رابه بحر چون سیلاب
چو ابر گوهر خود رابه خاک راه انداز
۳مکن چو شمع به یک خانه عمر خود را صرف
چو آفتاب به هر روزنی نگاه انداز
۴در انتظار تو چشم ستاره آب آورد
چو شمع قافله اشک را براه انداز
۵شبی برآی به گلگشت ماهتاب برون
چو مهر رعشه غیرت به جان ماه انداز
۶نفس شمرده زن، از قید سبحه فارغ باش
به راه نه قدم و راهبر به چاه انداز
۷سزای توست به ناخن زمین خراشیدن
تراکه گفت که برآسمان کلاه انداز؟
۸بپوش جامه فتح از شکست خود صائب
کتان طاقت خود را به پیش ماه انداز
۹