نبسته ای گره عهد برقبا هرگز
نرفته ای به سروعده وفا هرگز
۱همیشه گرچه درآیینه خانه می گردی
ندیده ای رخ خود سیراز حیا هرگز
۲عیارجنبش مژگان او چه میدانی؟
نگشته ای هدف ناوک قضا هرگز
۳حدیث دل نگرانی زماچه میپرسی ؟
نکرده ای سفری روی برقفا هرگز
۴اگرچه شبنم گستاخ این گلستانم
ندیده ام رخ گل را به مدعاهرگز
۵به گردرفت ز حرص تو خرمن افلاک
دهان شکوه نبستی چو آسیا هرگز
۶ندیده ام اثر از آه سردخود صائب
گلی نچیده ام از صحبت صبا هرگز
۷