معشوق پریشان نظری راچه کند کس؟
این صندل هر دردسری را چه کند کس؟
۱آن به که صبا از سر آن زلف نیاید
غماز پریشان خبری را چه کند کس؟
۲چشم هوس از جنبش مژگان تو بستیم
ناخن زن داغ جگری راچه کند کس ؟
۳از زلف پریشان رقمش دست کشیدیم
سر حلقه هر فتنه گری راچه کند کس؟
۴صائب نظر از دیده بی اشک فرو بست
آخر صدف بی گهری را چه کند کس ؟
۵