شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش
لاله در کوه بدخشان گر نباشد گو مباش
۱سبزه تیغ تو میباید که باشد تازهروی
باغ ما را شبنم جان گر نباشد گو مباش
۲فرش ما افتادگی، اسباب ما آزادگی
خانه ما را نگهبان گر نباشد گو مباش
۳اشتها چون سوخت، دارد لذت مرغ کباب
خوان ما را مرغ بریان گر نباشد گو مباش
۴شوربختی وقت حاجت میکند کار نمک
سفره ما را نمکدان گر نباشد گو مباش
۵ما که چون دل گوشهای داریم از گلزار قدس
دامن صحرای امکان گر نباشد گو مباش
۶بیسرانجامی غبار لشکر جمعیت است
روزگار ما به سامان گر نباشد گو مباش
۷مرکب آزادگان تخت روان بیخودی است
توسن گردون به فرمان گر نباشد گو مباش
۸زینت ظاهر چه کار آید دل افسرده را؟
نقش بر دیوار زندان گر نباشد گو مباش
۹این قدر دلبستگی صائب به زلف یار چیست؟
نسخه خواب پریشان گر نباشد گو مباش
۱۰