خال بر رخسار جانان گرنباشد گو مباش
مور در ملک سلیمان گرنباشد گو مباش
۱می فشاند خار در راه تماشا شرم عشق
خار دیوار گلستان گرنباشد گو مباش
۲قیمت یوسف عزیز مصر می داند که چیست
اعتبارش پیش اخوان گر نباشد گومباش
۳حسن را شرم محبت پرده داری می کند
چشم بیدار نگهبان گرنباشد گو مباش
۴عندلیب مست را، هم نغمه ای درکارنیست
نغمه سنجی در گلستان گرنباشد گومباش
۵طوق زنجیر جنون کار گریبان می کند
جامه مارا گریبان گرنباشد گو مباش
۶از سر ما گو سر خود گیر عقل خشک مغز!
کف به روی بحر عمان گرنباشد گو مباش
۷ماکه از درد طلب مطلوب خود رایافتیم
کعبه مقصد نمایان گر نباشد گو مباش
۸خامه صائب به طوفان می دهد آفاق را
در بساط ابر، باران نباشد گو مباش
۹