کیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟
چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر ترا
۱شست صاف تو مریزاد، که خون دو جهان
نشود مانع پرواز، پر تیر ترا
۲کار سنگ بده از لوح مزارش آید
هر که در خاک برد حسرت شمشیر ترا
۳بحر در حوصله قطره نگنجد هیهات
دیده چون درک کند حسن جهانگیر ترا؟
۴حاصل ملک جهان پیش سلیمان بادست
به چه تسخیر نمایم نظر سیر ترا؟
۵نتوان داشت به زنجیر، نگاهش صائب
هر که از دل شنود ناله شبگیر ترا
۶