نه به چشم و دل تنها نگرانیم ترا
همچو دام از همه اعضا نگرانیم ترا
۱تو به چندین نظر لطف نبینی در ما
ما به یک دیده ز صد جا نگرانیم ترا
۲نیست نظاره رخسار تو مخصوص به چشم
از سراپا، به سراپا نگرانیم ترا
۳پرده چشم سزاوار تماشای تو نیست
از سراپرده دلها نگرانیم ترا
۴دل همان می تپد از شوق تماشای رخت
گر به صد دیده بینا نگرانیم ترا
۵فارغیم از هوس سیر خیابان بهشت
تا به آن قامت رعنا نگرانیم ترا
۶نیست مانع در و دیوار نظربازان را
چون شرر در دل خارا نگرانیم ترا
۷چه شود گر به نگاهی دل ما شاد کنی؟
ما که از جمله دنیا نگرانیم ترا
۸نیست در دیده حیرت زده مطلب را راه
ما نه از راه تمنا نگرانیم ترا
۹دیده از خواب نمالیده روان می گردی
گر بدانی چه قدرها نگرانیم ترا
۱۰نرسد دیده بدبین به تو ای وادی عشق
که ز هر آبله پا نگرانیم ترا
۱۱هست با فکر تو کیفیت دیگر صائب
نه به املا و به انشا نگرانیم ترا
۱۲