غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۸۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سرو اگر جلوه کند پیش قد رعنایش

قمری ازشهپر خود اره نهد برپایش

۱

جرعه اولش ازخون مسیحا باشد

چون کشد تیغ ستم غمزه بی پروایش

۲

علم صبح قیامت به زمین خوابیده است

تافکنده است به ره سایه قد رعنایش

۳

نه همین خون شفق درجگر خورشیدست

جگر کیست که خون نیست زاستغنایش ؟

۴

دو جهان فتنه به هم دست و گریبان گردد

مژه برهم چو زند چشم قیامت زایش

۵

شکر ازچاک دل مور به فریاد آید

چون درآید به سخن پسته شکرخایش

۶

وقت شوخی زنگارین قدمان می شمرد

رم آهوی ختا رامژه گیرایش

۷

بی تکلف به نگه سوزی آن عارض نیست

لاله هر چند که آتش چکد ازسیمایش

۸

عالم بیخبری طرفه تماشاگاهی است

رهروی نیست درین ره که نلغزد پایش

۹

تنگ خلقی است که برجمله بدیهاست محیط

نیست دیوی که درین شیشه نباشد جایش

۱۰

چهره زرد، نشان جگر سوخته است

نیست یک شمع که تاریک نباشد پایش

۱۱

صائب این آن غزل خواجه کمال است که گفت

سرو دیوانه شده است از هوس بالایش

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـایش۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رعنایشبرپایش
  2. باشدپروایش
  3. استرعنایش
  4. خورشیدستزاستغنایش
  5. گرددزایش
  6. آیدشکرخایش
  7. شمردگیرایش
  8. نیستازسیمایش
  9. استپایش
  10. محیطجایش
  11. استپایش
  12. گفتبالایش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.