غزلیاتغزل شمارهٔ ۴۹۸۷ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریسرو گلزار بهشت است قد دلجویشلاله باغ تجلی است رخ نیکویش۱من که از رشک دل روشن خود می سوزمچون ببینم که شود آینه همزانویش ؟۲بخیه راز نهان جوهر شمشیر شده استبس که شد آینه پردا(ز د)لم ازبویش۳خانه اش گر شود از موج حوادث ویرانصائب آن نیست که لنگر بکند ازکویش۴