نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
خار و خس بستر سنجاب بود آتش را
۱بهره از عمر بود تیره روانان را بیش
زودتر جذب کند خاک می بی غش را
۲خوابش از بستر بیگانه پریشان نشود
هر که در زندگی از خاک کند مفرش را
۳چشم بر شست تو دارند غزالان حرم
خالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را
۴به جز از جاذبه مهر و محبت صائب
کیست از خانه برون آورد آن سرکش را؟
۵