غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویش

ازشیر ماهتاب بریدم کتان خویش

۱

گر بیخبر روم ز جهان جای طعن نیست

یک کس نیافتم که بپرسم نشان خویش

۲

نانش همیشه گرم بود همچو آفتاب

هرکس به ذره فیض رساند زخوان خویش

۳

چون سرو درمقام رضا ایستاده ام

آسوده خاطرم ز بهار و خزان خویش

۴

آن ساقی کریم که عمرش دراز باد

فرصت نمیدهد که بگیرم عنان خویش

۵

ساغر به احتیاط ستاند ز دست خضر

درمانده ام به دست دل بدگمان خویش

۶

پروای خال چهره یوسف نمی کند

صائب ز نقطه قلم امتحان خویش

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خویشقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خویش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. خویشخویش
  2. نیستخویش
  3. آفتابخویش
  4. امخویش
  5. بادخویش
  6. خضرخویش
  7. کندخویش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.