غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از صحبت افسرده روانان به حذر باش

جویای جگر سوختگان همچو شرر باش

۱

بی درد و غم عشق، گرامی نشوددل

از گرد یتیمی پی تعمیر گهر باش

۲

چون سیل به ویرانه نهد گهر روی

جمعیت اگر می طلبی زیر وزیرباش

۳

هموار کن از تاب زدن رشته خودرا

شیرازه جمعیت صد عقد گهر باش

۴

چون لاله درین انجمن از نعمت الوان

قانع به دل سوخته و لخت جگر باش

۵

این نکته سربسته به هشیار نگویند

دربیخبری گوش برآواز خبر باش

۶

بی آب محال است شود دایره آهنگ

در دایره ماتمیان دیده تر باش

۷

در دیده من رقعه ای از عالم بالاست

هر برگ خزان دیده که در فکر سفر باش

۸

صائب مکن از سختی ایام شکایت

چون کبک سبکروح درین کوه و کمر باش

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: باشقافیه: ـر۸ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. باشباش
  2. نشوددلباش
  3. رویوزیرباش
  4. خودراباش
  5. الوانباش
  6. نگویندباش
  7. آهنگباش
  8. بالاستباش
  9. شکایتباش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.