غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۷۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

فارغ ز تمنای جهان گذران باش

بی داعیه چون دیده حیرت زدگان باش

۱

از راه تواضع به فلک رفت مسیحا

باذره تنزل کن و خورشید مکان باش

۲

زان پیش که ایام بهاران بسر آید

آماده پرواز چو اوراق خزان باش

۳

در حقه سربسته گذارند گهر را

خاموش نشین، محرم اسرار نهان باش

۴

آیینه خورشید شود دیده بیدار

چون شبنم گل تادم آخر نگران باش

۵

شد مخزن گوهر صدف از پاک دهانی

یک چند درین بحر تو هم پاک دهان باش

۶

سررشته میزان عدالت مده از دست

زنهار که با هرکه گران است گران باش

۷

جایی که به کردار بود قیمت مردم

صائب که ترا گفت که چون تیغ،زبان باش ؟

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: باشقافیه: ـان۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«باش» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. باشباش
  2. مسیحاباش
  3. آیدباش
  4. راباش
  5. بیدارباش
  6. دهانیباش
  7. دستباش
  8. مردمباش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.