غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از قناعت می رود بیرون ز سر سودای حرص

ره ندارد در دل خرسند استسقای حرص

۱

چین ابرو می شود سوهان دندان طمع

از ترشرویی یکی صد می‌شود صفرای حرص

۲

سنگ ره را می‌کند سنگ فسان در قطع راه

خار را بال و پر پرواز سازد پای حرص

۳

تاک را نشو و نما از قطع می‌گردد زیاد

از بریدن می‌کشد قامت ید طولای حرص

۴

گرچه می‌داند که می‌سوزد برای خرده‌ای

می زند بر قلب آتش طبع بی‌پروای حرص

۵

قامت خم خواب غفلت را دو بالا می‌کند

موی پیران را ید بیضاست در انشای حرص

۶

بی تردد نیست زیر خاک هم جان حریص

کم نمی‌گردد به لنگر شورش دریای حرص

۷

می‌توان کردن به شستن روی زنگی را سفید

تیرگی نتوان به صیقل بردن از سیمای حرص

۸

از خس و خاشاک گردد آتش افزون شعله‌ور

بیشتر گردد ز جمع مال استیلای حرص

۹

می‌تند در خانه های کهنه اکثر عنکبوت

بیشتر در طینت پیران بود مأوای حرص

۱۰

هر که چون موج سراب از کف عنان حرص داد

می شود صائب بیابان مرگ در صحرای حرص

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: حرصقافیه: ـای۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«حرص» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. حرصحرص
  2. طمعحرص
  3. راهحرص
  4. زیادحرص
  5. خرده‌ایحرص
  6. می‌کندحرص
  7. حریصحرص
  8. سفیدحرص
  9. شعله‌ورحرص
  10. عنکبوتحرص
  11. دادحرص

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.