غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۱۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه دارد تلخی زهر اجل جام وداع

برامید مرگ می نوشم به هنگام وداع

۱

آخر بیماری جانکاه می باشد هلاک

اول هجران جانسوزست انجام وداع

۲

حیرتی دارم که چون خواهم سفر کردن ز خویش ؟

تیره شد عالم به چشمم بس که از شام وداع

۳

دروداع دوستان از بس که تلخی دیده ام

می روم از خویش هرکس می برد نام وداع

۴

دوری جانان بود از دوری جان تلختر

درشمار زندگانی نیست ایام وداع

۵

همچو شمع صبحگاهی در شبستان جهان

تا نفس را راست کردم بود هنگام وداع

۶

بیقراران درسفر بی اختیار افتاده اند

چون سپند از من مجو صائب سرانجام وداع

۷

موضوع‌ها

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: وداعقافیه: ـام۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. وداعوداع
  2. هلاکوداع
  3. خویشوداع
  4. اموداع
  5. تلختروداع
  6. جهانوداع
  7. اندوداع

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.