غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۲۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

روزها گر نیست نم درجویبارم همچو شمع

در دل شبها رگ ابر بهارم همچو شمع

۱

خضر اگر خود را به آب زندگانی سبز داشت

من به آب چشم خود را تازه دارم همچو شمع

۲

تا گشودم دیدهٔ روشن درین ظلمت سرا

خرج اشک وآه شد جسم نزارم همچو شمع

۳

می زدایم زنگ کفر ازدل شب تاریک را

ذوالفقار از شهپر پروانه دارم همچو شمع

۴

زنده دارم تا به بیداری شب دلمرده را

نور می بارد زچشم اشکبارم همچو شمع

۵

رشتهٔ اشک است و مدّ آه از بی حاصلی

دربساط آفرینش پود و تارم همچو شمع

۶

چون تمام شب نسوزم، چون نگریم تا سحر؟

در کمین خصمی چو باد صبح دارم همچو شمع

۷

گرچه نتوانم ز پیش پای خود ظلمت زدود

رهنمای عالمی شبهای تارم همچو شمع

۸

حلقهٔ صحبت ندارد جز ندامت حاصلی

زان بود خاییدن انگشت کارم همچو شمع

۹

گرچه در ظاهر ز من محراب و منبر روشن است

صد کمر زنار زیر خرقه دارم همچو شمع

۱۰

تا نپیوندم به دریا جویبار خویش را

نیست ممکن برزمین پهلو گذارم همچو شمع

۱۱

داشتم صائب امید دلگشایی از سرشک

شد فزون عقدهٔ دیگر به کارم همچو شمع

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: همچو شمعقافیه: ـارم۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شمعشمع
  2. داشتشمع
  3. سراشمع
  4. راشمع
  5. راشمع
  6. حاصلیشمع
  7. سحرشمع
  8. زدودشمع
  9. حاصلیشمع
  10. استشمع
  11. راشمع
  12. سرشکشمع

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.